بازگشت به خونه
سه شنبه هفته پیش 26 شهریور ، بعد از 7 ماه که به دلایلی من و آبتین نتونسته بودیم بریم خونه خودمون ، بعد از کلی تلاش بالاخره موفق شدیم و دو نفری ( من و آبتین ) برگشتیم خونمون.
آبتین که بعد از 7 ماه خونه ، اتاق و وسایلشو می دید بی اندازه خوشحال بود . تو اتاقش از خوشحالی جیغ می زد .وسایلشو دونه به دونه تو دستش می گرفت و با هاشون می رقصید. اینقدر ذوق داشت که همه اونایی که اونجا بودن اشکشون دراومده بود.
از ته قلبم آرزو می کنم که همیشه آبتین خوش و شاد باشه و به همه خواسته هاش برسه و باز هم از ته قلبم دعا می کنم خداوند تلافی ناراحتی های آبتینم رو به سر باعث و بانی این کار در بیاره و هر چه زودتر تاوان کارهاشو ببینه .آمین
آبتین عزیزم ، بهت قول می دم که همیشه پشتت هستم و تا جایی که بتونم هر آنچه که در توانم باشه رو برات آماده می کنم.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


بازگشت به خونه
